پایم از اینجا بریده ست و سرم جا مانده است!

زخم تردیدی به روی باورم جا مانده است!

 

کاملاً عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از –

روح من در عشقهای دیگرم  جا مانده است!

 

اینکه هر شعری که می گویم پریشان می شود

تار مویی از تو لای دفترم جا مانده است!

 

آتش در زیر خاکستر کماکان آتش است!

برقی از چشم تو در خاکسترم جا مانده است!

 

با خیالت شب که خوابیدم سحر دیدم عجب ! –

طرح اندام تو روی بسترم جا مانده است!

 

میروم تا از سر خود عکسبرداری کنم !

تکه هایی از صدایت در سرم جا مانده است!