دو تابلو از تنهایی:

 

یک

 

انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !
تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !

تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری 
انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم
هر «خانواده» جعی از «چندین نفر تنها» ست !

علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !
-با اینکه در این روزها نوع بشر تنهاست –

نقاش تنهایی یک شهر بزرگم من !
هر خالقی در موقع خلق اثر تنهاست !

دل را - به هر تعداد لازم بود - قسمت کن!
هر کس «یکی» را دوست دارد بیشتر تنهاست!



دو


بر هم بزن قانون نحس بی اساسی را
- این قصه ی از روز اول اقتباسی را -

وقتی اساساً بیگناهی نیست در عالم
از نو بیا بنویس قانون اساسی را

مرغ قفس زاد از قفس بیرون رَوَد؛ مرده ست!
شاعر بیا بس کن تو هم بحث سیاسی را !

ما از شروع ارتباطی تازه میترسیم !
چون یادمان دادند «بیگانه هراسی » را

هرکس حواسش جمع باشد زود می میرد!
ترویج کن در بین مردم بی حواسی را

جای «علوم اجتماعی» کاش بگذارند
در درسها سرفصل « تنهایی شناسی» را ...

 

...