عشق از دید من -که یک مردم-
سرخی دختری خجالتی است!
حمل آن سخت و خواب آن راحت؛
عشق مانند مبل راحتی است!

عشق وقتی که چون قمار شود
"حیله" هم از قواعد بازی ست!
وقتی از خاطرات میگویم
شعر، یک جور "مستندسازی" ست

اولش دوستان ساده، ولی-
بعد کم کم علاقه مند شدیم!
من فقط "صفر-صفر" یادم هست!
آخر قصه چند-چند شدیم؟!

هیجان داشت آخر شب ها!
انتظار پیام بعدی تو !
با "خداحافظ" تو میمردم
تا زمان "سلام" بعدی تو!

اولین بوسه ی تو یادم هست؛
جمع شد اشک توی چشمانت!
-بین عشق و گناه، سردرگم-
دست من رفت سمت دامانت؛

تو به پای خود آمدی، اما-
"وقت رفتن" در اختیار تو نیست!
بوده ام در کنار خیلی ها!
هیچ جا بهتر از کنار تو نیست!

لحظاتی که در کنار توام
کاش میشد که دیر طی بشود
با شتاب آمدم، ولی گفتی:
بگذار این مسیر، طی بشود!

گرچه من با تو ظاهرا سردم
دلم از اشتیاق، خالی نیست!
تا زمانی که پیش من هستی
هیچ جای اتاق، خالی نیست!

"ترس" آمد، امید ما را برد!
دل من تنگ شد -که برگردی-
دست کم نیمی از جهان بی تو
عرصه ی جنگ شد -که برگردی-

تو رهایی، ولی کسی اینجا-
با خودش سالهاست درگیر است!
به نظر "خوب" میرسد، اما-
پشت عکس جوانی اش، پیر است!

مثل یک سنگ بود قبل از تو؛
از تو اما شکست خورد -دلم-
قلبم امروز قلب سابق نیست!
در نبود تو دست خورد -دلم-

خواستم تا برای شعر کسی-
غیر من یک دقیقه حض نکنی!
قول دادی که با گذشت زمان
معنی عشق را عوض نکنی!

وسط راه، روزمره گی ام-
نفسم را گرفت و تنبل کرد!
احمقم من! که فکر میکردم-
میشود مشکلات را حل کرد!

همه از عصر جمعه غمگینند
من تمامی هفته دلتنگم!
همه در فکر جنگ با من و من-
جز خودم با کسی نمیجنگم!

جان من زودتر بگو "آره"
یا به "نه" گفتنت شتاب بده!
یا برایم پیامکی بفرست
یا به ایمیل من جواب بده!

قسمتی از وجود من؛ گریه!
قسمتی از وجود من؛ خنده!
حال من را خراب کرد! خراب!
غم دیروز و ترس از آینده

قسمی از وجود من؛ پرسش
قسمتی از وجود من؛ پاسخ
حرکت آخر تو ماتم کرد!
-مثل شاهی که مانده بین دو رخ-

تو کجا ایستاده ای؟! که به تو -
هر چه نزدیک میشوم، دورم!
ترک کردم اگر تو را روزی؛
علتش را نپرس! مجبوووورم!

.
https://telegram.me/azimimehr