یک رباعی

نه فصل لبو ‘ نه بستنی قیفی ست

نه دلچسب و نه آنچنان تعریفی ست

نه شکل بهار است نه چون تابستان

" خرداد " عجب ماه بلاتکلیفی ست!!!

 

و یک دوبیتی:

خدایا ! یار من یاری بلد نیست!

پرستارم پرستاری بلد نیست!

چه باید کرد اما دلبر من -

به غیر از دلبری کاری بلد نیست!