غزل عاشقانه

 

 

بی تو پیچیده ست در گوشم صدای دیگری

چشم من در چشم های آشنای دیگری

زودتر - از آنچه باید -  پیر گشتم ! مادرم -

کاشکی میکرد در حقم دعای دیگری!

مستجاب الدعوه بودم تا به امروز؛ اینقَدَر –

سجده میکردم اگر سمت خدای دیگری

زود شستم باخبر میشد و میفهمید اگر-

پای من می رفت توی کفش های دیگری!

آمدم دنبال تو تا پاتوق آن روزها !

نه در آن جا بودی و نه هیچ جای دیگری!

بعد تو دیگر سفر چیزی به غیر از این نبود :

رفتن از یک انزوا تا انزوای دیگری!

 

برنگشتی از سفر تا اینکه کم کم در دلم

جای پایت محو شد با جای پای دیگری!

 

 

/ 14 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

.سلام اینو بخونید: البته من ننوشتما یکی برام فرستاده ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)

حسن بهادری

رفتن از یک انزوا تا انزوایی دیگری عالی

هادی

سلام. یکساله که وب شما رو دنبال میکنم، واقعا شعرهاتون قوی هستند! . دست مریزاد [دست]

جواد حاجی زاده

با سلام رباعی خوبی بود به روزم و منتظر نظرات ارزشمندشما موفق باشید

زهراشعبانی

سلام دوست به روزم و چشم در راه حضور سبزتان با مهر[گل]

ناصر ندیمی

مکه رفتم خدا مرا پس زد،بی مدینه به من تجاوز شد سنگ خورده به خانه مشغولم،یک مسلمان که می کِشم خود را با توسل به شهوت اندام،من به غسل شراب در حمام بعد یک بوسه با لب الهام،لای قرآن که می کِشم خود را... سلام با احترام به خوانش غزل،دعوتید... با آرزوی بهترین ها ناصر ندیمی

دنیا

ممنون چون همیشه زیبا بود موفق باشید و پایدار

محمد حدیدی(م.آریا)

درود زیبا بود و از دل برآمده ، پس بر دل نشست . به گمانم پس از این چون پیش از این زیباتر خواهید سرود . شاد زی مهرت افزون باد