غزل عاشقانه

 

 

 

درد من این روزها از جنس دردی دیگر است

کوچه ات بی من مسیر کوچه گردی دیگر است

راه آن راه است و کفش آن کفش و پا آن پا ولی –

رهنورد این بار اما رهنوردی دیگر است

فرق ما در " آنچه بودیم" است با " آنچه شدیم"

تو همان زن هستی و این مرد ‘ مردی دیگر است!

نقشه ی گنجی که من میخواستم پیش تو نیست!

ظاهرا در سینه ی دریانوردی دیگر است

چشمهایت را که بستی با خودم گفتم : جهان –

باز هم در آستان جنگ سردی دیگر است

در درونم جنگجویی از نفس افتاده و

با وجود این به دنبال نبردی دیگر است

وقت خوشحالی ندارم! زندگی من فقط –

داغ روی داغ و دردی روی دردی دیگر است

 

 

 

/ 16 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چیت ساز

سلام آقای عظیمی مهر بخاطر ذوق سرشارتان تبریک میگم.واقعا لذت بردم

چیت ساز

سلام آقای عظیمی مهر بخاطر ذوق سرشارتان تبریک میگم.واقعا لذت بردم

رسول عظیمی

عالی همچون همیشه

اسفندیارپور

سلامی به عطر باران بروز هستم و منتظر نگاه مهربانتان آتش جواب زخم های ته نشینم نیست حتی بهاری در پگاه فرودینم نیست دیگر صدایی در سکوت سهمگینم نیست خونی اگر در لاله ها باید ببینم نیست

محمد رضا

واقعا سطع اشعارتون عالیه.... بودنت وقتی نیازم بود پیدایت نبود.......

درووود اقا عاشقانه ها خواندم و لذت بردم ... شعرهایت کماکان سکرآوراست... در زمان جنگ؛ دشمن زود اشغالش کند - شهر مرزی جاده ی هموار می خواهد چه کار ؟!

زاحل

سلام دوست قدیمی از غیبت طولانی ام عذر می خواهم امیدوارم بی خبریم ...بی وفایی تلقی نشود .................................................... در درونم جنگجویی از نفس افتاده و با وجود این به دنبال نبردی دیگر است

آزيتا اسفندياري

سلام اصغر جان ، خيلي وقت است كه شعرهايت را مي خوانم و حال و احوالت را از آن مي گيرم ، برايت بهترين ها رو آرزو دارم و عيد غدير را به تو دوست خوب تبريك مي گم

دنیا

فرق ما در " آنچه بودیم" است با " آنچه شدیم" خیلی زیبا بود ممنون موفق باشید و پایدار[گل]