شیرهای گرسنه ای در من

سلام دوستان ! این بار چند روزی سفر بودم و کمی دیر کردم ! از دوستانی که از این تاخیر دل آزرده شدند - به ویژه سارا دختر زیر شیروانی - حلالیت می طلبم ! از امروز تا پایان سال اگر عمری باقی باشد چهاردهم هر ماه به روز می شوم ! غزلی تازه بخوانید !

 

شیرهای گرسنه ای در من ...

 

 

شیرهای گرسنه ای در من ؛ خسته از انتظار آهوها

منتظر تا که باد بردارد پرده از استتار آهوها

باد در گیسوان گندمزار مثل دستی غریبه می لولد

در تن دشت تشنه می پیچد برزخی از غبار آهوها

شیرهای درون من ناگاه می جهند از رگان گردن من

در تکاپوی شیر باید دید هیجان از شکار آهوها

یک طرف جز گریز نیست گزیر ؛ سمت دیگر غریوغرش شیر

دشت را در غبار می پیچد خطِ خاکِ فرار آهوها

   

###
 

سرزمینی وسیعم و قلبم جنگل شیرهای خیره سر است

تو به این جنگل سیاه شبی آمدی از دیار آهوها

می خرامی به دشت چشمانم ؛ من همان شیر منتظر بودم

و تو آن بره ای که جا ماندی پاکِشان از قطار آهوها

پنجه های شکسته ای دارم یال هایی سفید بر گردن

شیر پیری گرسنه می گذرد ؛ سربزیر از کنار آهوها 

###

سالیانی دراز مردم دشت بر درختی تکیده می بینند

 تلی از استخوان؛ دو تیله ی زرد

                              مانده در انتظار آهوها ...

 

 

 

/ 152 نظر / 57 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ف.ت

عالی مثل همیشه. یه سوپرایز 24 بهمن امسال در گورستان ظهیر الدوله میبینمت.

داوود ملك‌زاده ـ آستارا

با لعنت و آه و اوه و تف مي‌آيم تا آخر كوچه‌ي بلوف مي‌آيم يك‌بار اگر نيامدم وقت قرار يعني كه سوار توپولف مي‌آيم مجموعه‌ي رباعي‌های داوود ملك‌زاده براي چاپ به زودي به دست ناشر سپرده مي‌شود. نمونه‌اي از رباعي‌هاي اين مجموعه در پست جديد...... منتظريم.

دعا

سلام -فرداغزل تازه یادت نره -منتظرم

دعا

سلام -فرداغزل تازه یادت نره -منتظرم

مصطفی محدثی خراسانی

جناب عظیمی مهر بزرگواری شما ستودنی است و همین روحیه عامل توفیق و رسیدن به ساحت کمال در سیر و سلوک معرفتی شما خواهد بود.

نازنین

سلام... تولدمونه... خوشحال نیستیم اما بیای خوشحال میشیم... در پناه حق[بدرود][گل]

ماندانا ابری

دشت را در غبار می پیچد خطِ خاکِ فرار آهوها تلی از استخوان؛ دو تیله ی زرد / مانده در انتظار آهوها ... درود...