غزل عاشقانه

 

 

ظاهراً هرچند میخندم ؛ درونم شاد نیست

باد اگر در غبغبم دیدی به جز غمباد نیست

 

وضع من از منظر علم روانکاوی بد است !

مشکلات جسمی ام اما به ظاهر حاد نیست!

 

مثل شهری جنگی ام که سالها بعد از نبرد

بازسازی گشته اما باز هم آباد نیست!

 

بستگی دارد که از « زندان» چه تعریفی کنیم

هیچ کس در هیچ جای این جهان آزاد نیست

 

زود دانستند این دنیا تماشایی نبود

کس از آغاز تولد کور مادرزاد نیست

 

حتم دارم تا شکوه کاخ ساسانی به جاست

گوشه ای از چشم شیرین قسمت فرهاد نیست

 

 

 

 

/ 27 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا اله وردی زاده

سلام از خواندن غزلتون لذت بردم با یک کار جدید به روزم و خوشحال میشم سر بزنید

فریبا اله وردی زاده

سلام از خواندن غزلتون لذت بردم با یک کار جدید به روزم و خوشحال میشم سر بزنید

نیکیار

دروود بر اصغر عزیز خواندنیست و دلچسب... بستگی دارد که از « زندان» چه تعریفی کنیم هیچ کس در هیچ جای این جهان آزاد نیست

حمید رضا حیدری

خوشحالم از اینکه غزل کوتاه میخونم ازت خوندنشو به اونایی که میگفتن فقط کار بلند میتونی بنویسی توصیه میکنم بعضی آدما خیلیییییییییییییییییییییی بی انصافن...

سیدعلیرضا

حتم دارم تا شکوه کاخ ساسانی به جاست گوشه ای از چشم شیرین قسمت فرهاد نیست سلام استاد غزل عاشقانه ی خوبی نیست! عملن باید عاشق را به تیمارستان فرستاد!! البته اونوقت خود من هم یکی از روانی ترین شان می شدم!! به قول یکی از دوستانم، غزل باید مظلع و پایانی داشته باشد که مخاطب را بگیرد چرا که اولین بیت، سبب جلب توجه و بیت پایانی نیز، تا دقایقی ذهن او را پس از پایان شعر به خود درگیر می کند. شعر شما هم چنین بود، جذابیت و کشش را داشت و پایانش هم ذهن را درگیر می کند. همیشه عاشق و شاعر باشید هرچند که شما گفتین که شعر شعر است و ... اما خب! بدون عشق هم نمی توان شعر گفت! بدرود

فهیمه

ظاهراً هرچند میخندم ؛ درونم شاد نیست باد اگر در غبغبم دیدی به جز غمباد نیست ....................................................................... من شیفته ی اشعار شما هستم

کوچه باغ

بستگی دارد کخ از زندان چه تعریفی کنیم هیچ کس در هیچ جای این جهان ازاد نیست... لذت بردم...

امیرعلی

مثل شهری جنگی ام که سالها بعد از نبرد بازسازی گشته اما باز هم آباد نیست! زیبا زیبا زیبا