یک ترانه عاشقانه

سلام عزیزان

تب ترانه همه رو گرفته! شاید همه داره ن اشتباه می کنن! ولی وقتی همه دارن اشتباه می کنن احتمالا همه داره ن درست میگن!

 

شاید صوابش بیشتر باشه

وقتی همه اهل گناه هستن

لابد همه داره ن درست میگن

وقتی همه توو اشتباه هستن!

حالا این تب چندوقته منو هم گرفته. دوست خوبم پویا بیاتی با تشویقهاش خیلی منو نسبت به ترانه هام امیدوار کرده. نمیدونم راست میگه یا اینکه صرفا میخواد من ادامه بده م بلکه یه چیزی بشه م!!!! حالا این ترانه رو بخونید تا ببینم چی پیش میاد.

 

* بعد از تو

 

به سرم میزنه « همین امروز»...

شایدم « آخرای هفته» برم !

میخوام اون راه ناشناخته رو –

که تا حالا کسی نرفته برم!

 

فکر میکردم اهل این کوچه

راز این خونه رو نمیدونن!

خواهشا اینجوری نگام نکن!

که چشات نقشه هامو میخونن!

 

اگه میخواستی بیای اون روز –

هوا اونقدرهام سرد نبود !

نمیخواستی منو ببینی عزیز!

مشکل از طرح زوج و فرد نبود!

 

خوب میدونم اینکه بعد از تو

زندگی مفت هم نمی ارزه!

بعدِ تو عاشق کسی بودن!

عینهو خودفریبی محضه!

 

خاطرات گذشته مون هرشب -

بی تو با من قرار میذارن!

در و دیوار خونه تا خودِ صبح

منو تحت فشار میذارن!

 

این شب لعنتی چرا بی تو

روز هم میشه ؛ باز سر نمیاد!

چرا از روز رفتنت دیگه

هیچ چیزی درست در نمیاد

  

تو که نیستی چقدر بی روحه ن -

پرده و مبلمان این خونه!

وقتی میرم خرید ؛ تنهایی

هیچ چی توو حافظه م نمی مونه!

 

هر قطاری که رفت از این شهر

تو یکی از مسافرا بودی!

دیگه هیشکی ازم نمی پرسه

که تا این وقت شب کجا بودی؟

  

مرده باشم نبینم اون روزو -

که کسی اشکتو درآورده

اینکه با بی تفاوتی یه نفر-

کاسه ی صبرتو سرآورده

 

قصه مونو به هرکسی گفتیم

همه گفتن جوون و نادونیم

چونکه گفتیم: « باهمیم اما -

آخر قصه رو نمی دونیم » !

 

مث قندیل واسه ویرونی -

یه کمی لرزش و تکون میخوام!

غصه ی رفتنِ تو سنگینه

واسه هضمش کمی زمون میخوام!

 

خوب میدونم اینکه بعد از تو

زندگی مفت هم نمی ارزه!

بعدِ تو عاشق کسی بودن!

عشق نه !  خودفریبی محضه!

 

 

/ 30 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماریه

من هنوز فکر میکنم اگر پدرم سواد خواندن و نوشتن داشت جنگی در جهان رخ نمی داد!من هنوز نفهمیده ام چرا چیزهایی را که با عقلم جور در نمی آید راحت تر باور می کنم... هنوز باید همیشه باشه ابهام قطعی ایه این شب لعنتی چرا بی تو روز هم میشه باز سر نمیاد! تنها اینا نه!تقریبا همگی من و به وجد آورد

آذرزمانی

سلام خوشحال میشم بهم سر بزنید منتظر جضور تان هستم

هادی

سلام ولی به نظر من شعرهاتون خیلی بهتره ... آقای بیاتی درست فرمودند ولی نظر شخصی من اینه که ترانه رو ادامه ندین !! نمیتونم از لحاظ فنی شعراتون رو بررسی کنم در اون حد نیستم ولی بین شعرای معاصر، حدافل از نظر من، شما رتبه ی تک رقمی دارین، و این افتخار ماست.... شاید کمتر منو بشناسین آخه هر وقت میام فقط شعرتون رو میذارم توی وبلاگم و معمولا کمتر نظر میدم در مورد شعر.... چون در حدی نیستم که نظر بدم.... مثلا همین آخرین غزل!!!! چقدر تعبیرهای زیبایی داره ... * آن قدر دنیای ما با هم تفاوت داشت که – خطبه های عقد هم ما را به هم محرم نکرد! * هیچکس ظلمی که من بر نفس خود کردم نکرد! * نیست تأثیری در ایما ! لالها فهمیده اند – اینکه ده انگشت کار یک زبان را هم نکرد! * آخرش هم آدمی را هیچ چیز آدم نکرد! خوندن شعرهای شما خستگی خیلی از شعرهایی که تو این 14 یا 15 روزی که فاصله س تا بروز رسانی وبلاگتان در میاره ... آدم شعرهایی میبینه که خالی از محتواست... و شعر رو فدای قافیه کردن و ....

هادی

سلام ولی به نظر من شعرهاتون خیلی بهتره ... آقای بیاتی درست فرمودند ولی نظر شخصی من اینه که ترانه رو ادامه ندین !! نمیتونم از لحاظ فنی شعراتون رو بررسی کنم در اون حد نیستم ولی بین شعرای معاصر، حدافل از نظر من، شما رتبه ی تک رقمی دارین، و این افتخار ماست.... شاید کمتر منو بشناسین آخه هر وقت میام فقط شعرتون رو میذارم توی وبلاگم و معمولا کمتر نظر میدم در مورد شعر.... چون در حدی نیستم که نظر بدم.... مثلا همین آخرین غزل!!!! چقدر تعبیرهای زیبایی داره ... * آن قدر دنیای ما با هم تفاوت داشت که – خطبه های عقد هم ما را به هم محرم نکرد! * هیچکس ظلمی که من بر نفس خود کردم نکرد! * نیست تأثیری در ایما ! لالها فهمیده اند – اینکه ده انگشت کار یک زبان را هم نکرد! * آخرش هم آدمی را هیچ چیز آدم نکرد! خوندن شعرهای شما خستگی خیلی از شعرهایی که تو این 14 یا 15 روزی که فاصله س تا بروز رسانی وبلاگتان در میاره ... آدم شعرهایی میبینه که خالی از محتواست... و شعر رو فدای قافیه کردن و ....

هادی

در ضمن مجموعه اشعارتان چاپ شده ؟!!! چه جوری میتونم تهیه کنم ؟! نمایشگاه کتاب هم کلی غرفه ها رو گشتم و از اطلاعات پرسیدم نشونی از کتابهای شما نبود ؟!!

ساجده جبارپور

چقدر قشنگ بود این ترانه د.ستش داشتم هرچند طولانی بود و گاهی یهو از مبلمان و فضای شهر رفت سراغ قندیل اما کشف که خوراک اکثر اشعار شماست اینجا هم بود موفق باشید

یکی بود، یکی نبود!

با سلام به نظرم برای ترانه، کمی طولانی بود و گاهی غیر یکدست! اما پسندیدم و همین کافی است... ولی چیزی که باعث شد نظر بگذارم، یک پیشنهاد بود: "واسه هضمش کمی زمون می خوام!" گمان می کنم، "زمان" حتی در ترانه واژه ی صحیح تری است، اگرچه در مورد زمانه، "زمونه" رواج بیش تری دارد، اما در مورد زمان، خیر... شاید بد نباشد اگر این قافیه تغییر پیدا کند! موفق و مؤید باشید یاعلی

شیرین میناسرشت (شرقی )

درود دوست خوبم راستش حرفهای قشنگ همیشه ات در این جا هم یافت می شود اما هم برخی موارد وزن دچار مشکل می شه حداقل در خوانش روان نیست و هم اینکه دچار تشریح و اطناب شده کمی زمون می خوام ** نه قشنگ نبود زمون برای اینجا اصلا معنا رو نمی رسه و زمان باید باشد برای * زمان * حتی در محاوره و همکلامی عامیانه رودر رو هم نمی گوییم * چه زمونی می بینتمت ؟ ** درست گفتم ؟ خاطرات گذشته مون هرشب - بی تو با من قرار میذارن! در و دیوار خونه تا خودِ صبح منو تحت فشار میذارن! هر قطاری که رفت از این شهر تو یکی از مسافرا بودی! دیگه هیشکی ازم نمی پرسه که تا این وقت شب کجا بودی؟ معتقدم اینجا ترانه بسته می شد زیباتر می شد این فقط نظر من بود جسارتم رو ببخشید باشید همیشه [گل]

میلاد

عالی بود حاجی.... خوب میدونم اینکه بعد از تو زندگی مفت هم نمی ارزه! بعدِ تو عاشق کسی بودن! عشق نه ! خودفریبی محضه!

نرجس

مدت ه پیش با این ترانه ساعت ها گریه کردم.... الان که عشق مرده... منی که دارم از دست میرم.... اشک برای زندگی ای که مفت نمی ارزه.... بازهم گریه است.... این ترانه واسه من با اشک امضا شده انگار چه عشق باشه چه.......