پوزش از نبودن ها

 

چشم وا کن ! تا طلسم هرچه جادو بشکند!

لب گشای از هم که بازار هیاهو بشکند!

 

گیسوانت را بیفشان دختر دریا ! که موج

عرشه را همراه با سکان و پارو بشکند!

 

خوُد را بردار از سر ! باز کن از تن زره!

تا صف جنگاوران بازو به بازو بشکند!

 

هر چه محکم باشم اما یک نگاهت کافی است

تا که کوه طاقتم از هر دو زانو بشکند!

 

تا سلامت رد شوم یک دم بخوابان تیغ را!

بیم دارم در عبورم طاق ابرو بشکند!

 

#

 

احتمالش میرود روز قیامت ناگهان-

موقع وزن گناهانم ترازو بشکند !

/ 27 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی آخرتی

گاهی اگر تنهایی فرصتی دهد مادرم زیر ابروی غم را بر می دارد به روزم با چند شعر کوتاه تا ببینمتان

سیزده

با مطلبی در حال و هوای محرم به روزم www.sizdah.blog.ir منتظرم...

نیکیار

خوُد را بردار از سر ! باز کن از تن زره! تا صف جنگاوران بازو به بازو بشکند!" دروود بر تو و شعرهای پر تپش ات .... "چیزی در چنته ات نمانده آخرین گلوله را درست نشانه بگیر!" چند شعر از من در سایت وزین بلوط http://www.balout.ir/cat_11/1393_07/001632.php

زاحل

دو دست در هوا یک رشته کوهند بیابان آبشاری یافت در خود عید شما مبارک دوست عزیز[گل]

مهتاب آزاد

درود من طرفدار اشعار تنهای شمایم...بهمین سادگی.

شریفیان

سلام با احترام دعوتید به خوانش یک غزل. چشم انتظارم

رضا

داداش واقعا سایت خوبی داری فقط یه مشکل داری اون بروز رسانی دیر میکنی. داداش اگه امکانش هست سایت مارو هم لینک کن

شهلا

مرگ وقتی با تصور مورد تصدیق باشد زندگی مجموع قرص و شربت و تزریق باشد..

شهلا

سلام به خودم تبریک میگم که با شاعر بی نظیری مثل شما همعصرم. مانا باشید ولطفا "تو بخواه تا آخر این زندگی شاعر بمانی.."

فاطمه نیک پور

حتمالش میرود روز قیامت ناگهان- موقع وزن گناهانم ترازو بشکند !