غزل تنهایی

‍ داستان قرن ما «صدسال تنهایی» شده!
هرچه فیلم‌ سینمایی هست «رسوایی» شده!

داستان اصلی ما در حقیقت «کوری» است!
گر چه اسم یک رمان این بین «بینایی» شده!

هیچ انسان بزرگی نیست در دوران ما!
قرن ما گویی دچار نقص نازایی شده!

هیچ کس بیرون نمی آید به شکل واقعی!
ظاهراً دنیای ما «تالار زیبایی» شده!

در اتاق کوچک خود رفت و آمد می کنم!
شب به جای «خواب» کارم «راهپیمایی» شده!

گریه هایم خنده دار و خنده هایم تلخ و سرد!
حال من این روزها خیلی تماشایی شده!

آدمی در هیییچ عصری این قدر تنها نشد!
زندگی در عصر ما «تمرین تنهایی» شده!




??اصغر عظیمی مهر
??۵ بامداد سه شنبه ۲۸ آذر ۹۶
??کرمانشاه
.



سروده های عظیمی مهر
https://t.me/azimimehr

/ 0 نظر / 253 بازدید