پوزش از نبودن ها

 

 

مانده ام از رفتنت سر در گریبان همچنان !

تو شدی آرام و من هستم پریشان همچنان !

تو شدی آزاد و رفتی در پی دنیای خود

من ولی در گوشه ی تاریک زندان همچنان !

شد تمام شهرها آباد غیر از شهر من !

مانده بعد از جنگ هم با خاک یکسان همچنان !

چاره ی بیماری مزمن به غیر از صبر چیست؟

درد من گویا ندارد بی تو درمان همچنان !

وقت طوفان هرکسی در سرپناهی می خزد !

من ولی بی چتر ماندم زیر باران همچنان !

شب شد و هرکس به سمت خانه ی خود می رود

من ولی در کوچه های شهر ویلان همچنان !



/ 30 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماریه

میگم خوبید دیگه؟؟؟ نگرانتون شدیما

كيميا

سلام استاد،ازاونجايي كه اينجاهمه اهل شعروادبياتن ماهم فارسي روپاس ميداريم وبه جاي لايك ميگيم پسند،مثل هميشه[تایید]

حاج محمد میرزاوند

باسلام وعرض ادب خدمت شما ادیب گرامی عالی بود[گل] دورود دعوتیدبه دلربا نظر ارزشمند شما برای حقیر رسیدن به نارستان ادب است[گل]

تراکتور

داداش لطفا سایت مارو با نام تراکتور لینک کن ممنونم واقعا شعر های خوبی گفتید

فاطمه نیک پور

بی نهایت بی نظیرمن هر گز شعر نگفته ام اما بی نهایت شعر و شاعری را دوست دارم قلمتان بسیار زیباست شاید اولین بار خیلی تصادفی به وبلاگتان سرزدم اما دفعات بعدی بسیار مشتاقانه بود . موفق ، شاد و سربلند باشی شاعر خوب سرزمینم

فاطمه نیک پور

بی نهایت بی نظیرمن هر گز شعر نگفته ام اما بی نهایت شعر و شاعری را دوست دارم قلمتان بسیار زیباست شاید اولین بار خیلی تصادفی به وبلاگتان سرزدم اما دفعات بعدی بسیار مشتاقانه بود . موفق ، شاد و سربلند باشی شاعر خوب سرزمینم