متهم اغلب پس از اقرار خوابش می برد

<!-- @page { margin: 2cm } P { margin-bottom: 0.21cm } -->

اول اینکه : سلام دوستان عزیزم !

دوم اینکه : این به روز رسانی را در گرمترین ۱۴ تیر در‍‍ پنجاه سال اخیر تهران برایتان می‌نویسم ! و این یعنی اینکه در مسافرتم و به شعرهایم دسترسی ندارم و فقط به احترام قول و قرارمان آمده‌ام ! لطفا به ساعت به روز رسانی ام دقت کنید !!!

سوم اینکه : برای نخستین بار است که از درون سیستم عاملی غیر از ویندوز فرایند به روز رسانی را انجام می دهم و برای این کار از لینوکس استفاده می کنم . از درون محیطی شبیه به این:

c111cu563dkykchk5wb.png

کاربری این سیستم عامل را به دوستان مجازی دیگر هم توصیه می کنم . برای اینکه بدانید چرا لینوکس می توانید به اینجا مراجعه کنید. اما فقط همین را بگویم که چون با انحصارطلبی به هر شکل آن مخالفم تصمیم دارم قدمی کوچک برای به گدایی افتادن بیل گیتس بردارم !

 چهارم و ‍پنجم و ششم نداریم !!!!!!

هفتم اینکه : تنها همین غزل

 

 

 

 

مثل بیماری که بالاجبار خوابش می برد

مرد اگر عاشق شود دشوار خوابش می برد

می شمارد لحظه ها را ؛ گاه اما جای او

ساعت دیواری از تکرار خوابش می برد

در میان بسترش تا صبح می پیچد به خویش

عاقبت از خستگی ناچار خوابش می برد

جنگ اگر فرسایشی گردد نگهبانان که هیچ

در دژ فرماندهی سردار خوابش می برد

رخوت سکنی گرفتن عالمی دارد که گاه

ارتشی در ضمن استقرار خوابش می برد

دردناک است اینکه می‌گویم ولی هنگام جنگ

شهر بیدار است و فرماندار خوابش می برد

بی گمان در خواب مستی رازهایی خفته است

مست هم در قصر و هم در غار خوابش می برد

تو شبیه کودکی هستی که در هنگام خواب

پیش چشم مردم بیدار خوابش می برد

من کی ام !؟ خودکار دست شاعر دیوانه ای !

تازه وقتی صبح شد خودکار خوابش می برد

یا کسی که جان به در برده ست از خشم زمین

در اتاقی بسته از آوار خوابش می برد

در کنارت تازه فهمیدم چرا درنیمه شب

رهروی در جاده ی هموار خوابش می برد

سر به دامان تو مثل دائم الخمری که شب

سر به روی پیشخوان بار خوابش می برد

یا شبیه مرد افیونی به خواب نشئگی

لای انگشتان او سیگار خوابش می برد

من به ساحل بودنم خرسندم آری دیده ام

اینکه موج از شدت انکار خوابش می‌برد

وقتی از من دوری اما پلک هایم مثل موج

می پرد از خواب تا هر بار خوابش می برد

من در آغوش تو ؛ گویی در کنار مادرش

کودکی با گونه ی تبدار خوابش می‌برد

 

((دوستت دارم )) که آمد بر زبان خوابم گرفت

متهم اغلب پس از اقرار خوابش می‌برد

 

صبح از بالین اگر سر بر ندارد بهتر است

عاشقی که در شب دیدار خوابش می برد

 

/ 73 نظر / 726 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بلقیس

سلام! غزل زیبایی بود. به روزم

زهره پروین

سلام پس از مدت ها به روزم دعوتید به خواندن یک 4 پاره منتظرم با احترام زهره پروین

.

خصوصی

اعظم داوریان

سلام آقای عظیمی مهر کامنت دعوت فرستاده بودم تقریبا یک قرن قبل ... چرا تحویل نمی گیرید؟! [گل]

وحید پورداد

سلام اصغر جان . ممنون از دعوتت و شرمنده که یه مدتی نبودم که بخوانمت . مثل همیشه تاثیر گذار و زیبا بود اما بعضی از ابیات جا داشت که نباشند و شعر کوتاه تر بشه . من یکی که شاعر میشم تو را میخوانم . کتابت هم ندارم عزیز . موفق باشی . یا علی .

فرهادکریمی

شماره هفتم دیگران منتشر شد با گفتارهایی از: مسعود احمدی) اینها نماینده­ی شعر امروز ما نیستند )– حافظ موسوی( دهه­ی هشتاد شعر و چهره­ی شاخص ندارد) – مهرداد فلاح ( باید از کتاب خوب فراتر برویم – نقد کتاب آفاق شوهانی در کانون ادبیات ایران ) و آثاری از: سیمین بهبهانی ( ماه، سهم غزل پردازان نیست – نگاهی به شعرهای علی باباچاهی ) – کوروش همه خانی ( شعر )- ابوالفضل پاشا ( شعر) – ایرج صف شکن ( شعر ) – لیلا صادقی ( تفاوت ساختارهای دلالتی در اَبَر داستان و ابر شعر) - مهرنوش قربانعلی( شعر ) – مهدی مرادی ( شعر ) – حمید تقی آبادی ( مسئولیت کلمه در شعر معاصر ) - حسین فاضلی( شعر ) – داریوش معمار( این جنّ جنوبی – نقدی بر دفتر شعر فرزاد آبادی ) – مزدک پنجه ای (دیکتاتوری در شعر دهه­ی هفتاد ) – ناما جعفری ( چاقوهایی که در آب می مانند برای روز مبادا – بیژن الهی ) سعیده اصلاحی (بی­سیم­ها از خبر ... خبر دارند – نقدی بر دفتر شعر فرهاد کریمی ) در بخش قفسه ، کتاب­های الهه رهرونیا ، مهرنوش قربانعلی و پژمان الماسی نیا معرفی شده است. صاحب امتیاز ، مدیر مسئول و سردبیر: کورش کرم پور ------

الهام

به در آ از در رافت که در آمـــد پـــــــدرم به سر آور شب هجرت که شب آمد به سرم عیدتون مبارک.[گل]

سمیه قبادی

سلام... ممنون که آمدید... این غزل از کارهای خلیلی قدیمی من است... ان شاءالله به زودی غزل مثنوی تازه ای را به پایان میرسانم...

محبوب هیچکس

خیلی خیلی قشنگ بود ولی حیف که .....................